این روزها در گوشه و کنار جنبش سبز هنوز از جانب برخی گروههای موج سوار ترغیب به برندازی و هدایت جنبش بسوی انقلابی دیگر تنها راه نجات به نظر میرسد. عده ای از این جمعیت حاشیه ای از گروههای سلطنت طلب میباشند که نقشه راه شان در سی سال گذشته به سر انجامی نرسیده و چاره ای جز موج سواری ندارند. عده ای دیگر نیز از گروههای مختلف که ریسک دگرگونی ساختاری و "انقلاب" دیگری را تنها راه مییابند. برای این عده، نگرشی عمیق به نتیجه انقلابهای گذشته در ایران براحتی بوقوع پیوستن جنبشی "مدرن" که در خور"زمان" میباشد و فراتر از "برندازی" است، را ضروری مینمایاند.
حرکت تکاملی هر انقلابی به سوی رفرم واصلاح لبههای تیز آن اجتناب ناپذیر است. این دگردیسی با نوسان سرعت و زمان و با درک شرایط اجتماعی و سیاسی هر صحنهای همیشه در حال اتفاق افتادن است. انقلابهای چند قرن گذشته حامل تجربه برای جا انداختن جنبشهای مسالمات آمیز در چند دهه گذشته بوده اند. این سیر تکاملی به سادگی از تجربه هرانقلاب که در بطن هدف جایگزینی زیر و روی هر نظامی و حفظ قدرتی تازه بدست آورده را دارد، به وقوع میپیوندد. در روند حفظ این قدرت جدید، هر شکلی از حکومت بوسیله طیفهای مختلف انقلابی از جمله مدل افراطی و رادیکال آن امکان پذیر است که در مورد ایران در هر دو انقلاب به استبداد و دیکتاتوری انجامیده است. جنبش سبز بر آمده از وقوع دو انقلاب آزادیخواهانه و تجربه ناکام این دو دگرگونی بوجود آمده است. ناکام از این جهت که اگر انقلاب اول فرصت "تجربهای" از گذشتگان را در چنته نداشت، انقلاب دوم این فرصت را برای حفظ بخشهای دمکراتیک قانون اساسی قبلی و اصلاح کلی آن را از مردم گرفت و آنها را بسوی قانونی جدید ولی تجربه نشده سوق داد. نتیجه، سی سال تلاش، مبارزه، فداکاری برای تثبیت مطالبات مطرح در انقلاب مشروطیت صد سال پیش، که هنوزهم بدست نیاورده ایم!
اما کوتاهی از درک تجربیات گذشته، در این زمان، سر در گمی سیاسی طرفداران "انقلابی دیگر" را به دنبال خواهد داشت. به زبانی ساده، انقلابی که در یک مسیر تکاملی در صد سال گذشته در ایران به رفرم تن در نداده است ، مشغول به در جا زدن است. تنها راه امید به سوی آزادی سیاسی که مطالبات اجتماعی را نیز در بر خواهد داشت از طریق قانون اساسی فعلی و حرکت بسوی تثبیت و اجرای تمامی آن است. در این قانون راهکار حذف و اضافه به اصول آن و "رفراندم" برای تغییرات نیز پیشبینی شده است.
با گذشت هشت ماه از انتخابات، انقلابیهای جدید از این بینیش برخوردارند که حکومت ایستاده و فعلا خیال نشستن پشت میز مذاکره را ندارد. از این رو، تنها اهرم جنبش سبز و با همکاری تمام اجزا آن، خلع سلاح "خشونت" طرف مقابل است. این مهم، از طریق "انقلاب" دیگری به نفع مردم ایران نیست و در بهترین حالت جنگ داخلی از هزینههای مطمئن آن خواهد بود. اما پیروزی از طریق یک جنبش رفرمیست مسالمت آمیز، به تغییرات زیربنأیی مسالمت آمیزتری در آینده ایران مینجامد.
خواست بدنه جنبش سبز رفرم و اصلاح میباشد. شعار مطرح شده برای ۲۲ بهمن به خوبی این پیام را حتّی به گوش انقلابیهای اخیر میرساند:
جمهوری اسلامی، آزاد باید گردد.
*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.


