
مردم سالاري
محسن دقت دوست در روزنامه مردم سالاري و در يادداشتي با عنوان « رويکرد تبادل سوخت يا شروع غني سازي 20 درصد؟» مي نويسد :« آقاي احمدي نژاد در آخرين گفت وگوي تلويزيوني خود اظهار داشته اند که مبادله بخش اعظمي از دستاورد هسته اي کشور ايرادي ندارد، زيرا نظر افرادي که "سوپر انقلابي" شده اند و گفته اند ممکن است غرب همچون گذشته به وعده خود وفا نکند فاقد وجاهت است.
از ديد ايشان منطق لطمه نديدن کشور از واگذاري مدنظر اين است که از سويي اگر هم زمان بازگشت سوخت اتمي (همانند ساخت نيروگاه بوشهر) دچار نوسان شود، توليد مجدد و جبران آن براي کشور ميسر است و از سوي ديگر در چنين شرايطي حقانيت موضع و "حرف" ما اثبات مي گردد و مناسبات به نفع ايران عوض مي شود. در مورد بخش اول اين گفته يعني توانايي بازتوليد و نحوه و زمان آن بايد متخصصين امر نظر دهند تا به نتيجه گيري بنشينيم. ولي در مورد دومين استدلال بيان فوق، فضاي عمومي تري براي نظردادن وجود دارد.
نزديک به هفت سال قبل در زمان دولت اصلاحات، تيم مديريتي پرونده هسته اي کشورمان طي فرايندي طولاني به اين نتيجه رسيد که براي "اعتمادسازي" و ارتقاي سطح تعامل و همکاري با طرف هاي درگير در اين پرونده، طي موافقت نامه اي که تعيين مدت اعتبار آن در اختيار طرف ايراني بود، به تعليق فعاليت هاي غني سازي خود بپردازد و مفاد پادمان الحاقي "آژانس بين المللي انرژي هسته اي" را پذيرفته و به اجرا گذارد.
اين توافق به رغم محدوديت هاي گزنده اي که در بر داشت، منافع مناسبي را براي کوتاه مدت و آينده دورتر شامل مي شد که اتفاقا يکي از توجيهات اصلي براي اين عوايد، همان نکته اي است که اکنون آقاي احمدي نژاد به آن اشاره دارد و اساس سخن خود قرار داده. چراکه دولت آقاي خاتمي پس از دوسال و پيامد اتلاف وقت و خلف وعده دولت هاي غربي براي بررسي موضوع پرونده هسته اي کشورمان در روال عادي، به فک پلمپ از تجهيزات غني سازي کشور دست زد و دستگاه هايي که به همت دانشمندان بومي آماده و مهياي فعاليت بودند،...
به حالت ورود به چرخه توليد درآمدند. به اين معني که با توجه به سنگ اندازي دوساله و نقض تعهدات از سوي اروپا و آمريکا در راه بازگرداندن مباحث هسته اي به مسير طبيعي و غيرسياسي خود و در مقابل پايبندي کامل کشورمان به ضمانت سپرده شده، حسن نيت طرف ايراني عيان شد و ثمره اين ديپلماسي، تغيير سويه مناسبات به نفع ايران بود. »
نويسنده در ادامه مي نويسد :« جلوه اين تغيير موازنه و تاثير آن در افکار عمومي جهاني، به صورت شکاف عميق ايجاد شده در مواضع دولت هاي غربي به منصه ظهور رسيد که تا مدت ها ادامه داشت.پس از آن دولت اصولگرا که بهره بردار از اين استراتژي شده و افتخار تکميل چرخه سوخت اتمي را به نام خود ثبت کرده است، با الصاق صفت تبليغاتي "ننگ آور" به اين فرايند، به اقداماتي دست زد که دستاورد آن تا امروز توليد مقاديري از کيک زرد و اورانيوم با غناي 3/5 درصد و در کنار آن ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل و تصويب چهار قطعنامه تحريمي عليه ايران در اين شورا شده است.
در واقع نه تنها از آن تغيير مناسبات در جهت خاموش ساختن مناقشات استفاده مثبتي نشد، بلکه مسيري طي شد که ظرف چهار سال گذشته طرف هاي مذاکره با کشورمان گام به گام به وحدت نظر براي تداوم چالش دست يافتند. کما اينکه در هفته هاي اخير موج تهديدات و مواضع هشدارآميز خود را تشديد کرده اند. بنابراين ذخاير اورانيوم غني شده ملي بدون توجه به ارزش مادي و اقتصادي آن، داراي ارزش معنوي ممتازي براي مردم است و در نتيجه سرنوشتش براي ايرانيان بسيار اهميت دارد. گرچه بايد اذعان داشت که لزوم تامين نياز سوختي راکتور تحقيقاتي تهران جهت مصارف پزشکي نيز در جاي خود قابل چشم پوشي نيست. قابل پيش بيني بود که اين نرمش تکراري و غيرمنتظره احمدي نژاد، با استقبال دولت هاي غربي و کشورهاي گروه 1+5 روبرو شود.
واکنش کاسب کارانه غربي ها که به گفته آنان بازگشت مجدد به ماه اکتبر سال ميلادي گذشته و پيشنهادهايي که در "وين" و "ژنو" در رابطه با مبادلات اتمي طرح شد بوده، در حالي ابراز مي شود که آنان با حفظ وجهه خود و ابراز ترديد در مورد جديت ايران در تبديل آهنگ لحن به رفتار، خواستار شفافيت رسمي و اعلان کتبي از سوي ايران هستند. اما پيچيدگي اين معادله آنجايي بيشتر است که همه روزه خبرهايي مبني بر تلاش گسترده و سنگين آمريکا براي افزودن به تحريم هاي بازدارنده عليه کشورمان و سخنان مداخله جويانه مقامات مختلف اين کشور و البته نزديکي بيش از پيش مواضع روسيه به آن منتشر مي شود، در عين حال آقاي احمدي نژاد ابراز اطمينان مي کند که جز انگليس و رژيم صهيونيستي مابقي کشورها در پي همکاري با ما هستند و حتي اشکال تراشي هاي فني چنداني هم ندارند.
در راستاي دستيابي به قضاوتي مقرون به صحت، فارغ از اين پرسش مهم که ايده چنين پيشنهادي ابتدا از جانب چه طرفي روي ميز قرار گرفته، و اينکه ره آورد عيني چنين رويکردي (به ويژه پيرامون به رسميت شناختن حق غني سازي و برچيدن تحريم ها) چه چيزي است، ابهام اصلي اينجاست که چه زمينه مساعدي در عرصه سياست خارجي پديد آمده و اين اطمينان خاطر را براي رئيس دولت ايجاد کرده که اينبار بر خلاف گذشته، قادر به استفاده مطلوب از تغيير مناسبات و پرهيز از هزينه هاي مالي و سياسي هستيم؟ از سوي ديگر، دليل تغييرات مکرر اظهارات مقامات مسوول در کشورمان در مورد غني سازي چيست که از يک سو منوچهر متکي در مونيخ از فراهم آمدن زمينه تبادل سوخت خبر مي دهد و همان زمان علي لا ريجاني در تهران تلا ش غرب براي دريافت مواد غني سازي شده را کلا هبرداري سياسي توصيف مي کند و پس از آن، محمود احمدي نژاد که مبادله بخش اعظمي از دستاوردهاي هسته اي را فاقد ايراد خوانده بود، ناگهان از غني سازي 20 درصدي در کشور خبر مي دهد. به راستي، رويکرد جديد هسته اي کشور،بالا خره کدام است؟»
تهران امروز
شبنم كهنچي در روزنامه تهران امروز روايت وزير را از اختلالات اينترنت و پيامك اين چنين تيتر مي كند :« مقصر اصلي بازهم لنگر كشتي » وي در اين گزارش خيري مي نويسد :« تا سال گذشته فرا رسيدن ايام خاصي از سال – كه اغلب روزهاي تعطيل رسمي بودند- بهانهاي بود براي پاسخگويي در مقابل ترافيك و اختلال در ارسال پيام كوتاه؛ اعياد مذهبي، روزهاي سوگواري، مناسبتهاي ملي. اما تشديد اختلالات در روزهاي اخير آن رسم قديم را به هم زده است. وزير ارتباطات دليل اختلالات بهوجود آمده در شبكههاي ارتباطي به خصوص شبكه پيام كوتاه را چيزي غير از مناسبتها دانست.
روز جمعه، شانزدهم بهمن ماه، هنگامي كه اينترنت به صورت گستردهاي در سطح كشور مختل شد، اولين پاسخي كه از روابط عمومي شركت زيرساخت به عنوان متولي اينترنت در كشور – البته تنها ارائه سرويس و نه نظارت بر آن- توسط خبرنگار ما دريافت شد، اين بود كه عمليات توسعه ديتا منجر به بروز اختلالات شده است. پس از آن برخي مشكلات انساني علت اين امر عنوان شد و كمتر از چهار ساعت بعد، رئيس روابط عمومي اين شركت به صورت مستقل در مصاحبه با برخي از رسانهها خبر داد كه عامل اختلال، قطعي فيبر نوري جاسك - فجيره بوده است كه هنوز هم همين دليل بهعنوان عامل اختلال پا برجاست. در مورد زمان برطرف شدن اين مشكل نيز متناسب با دليل اختلال، گمانهزنيهاي زيادي شده است: پايان شب دوازدهم بهمن ماه، كمتر از يك هفته بعد، 22 بهمن و در نهايت بيستوششم بهمن ماه.
شايد به دليل همين چندگانه بودن پاسخگويي است كه وزير روز گذشته با اعلام مطالبي در اين زمينه، سعي كرد به هر گونه شايعه و چند دستگي ديگر پايان دهد. وزير جوان ارتباطات كه از پس دووزير سپيد موي ديگر بر مسند وزارت تكيه زده و در مقطع زماني كه ميتوان آن را «بحراني» دانست، سعي ميكند امور مربوط به فناوري اطلاعات و ارتباطات را با خونسردي تمام مديريت كند. وي روز گذشته اعلام كرد: در رابطه با بروز اختلال در شبكه پيام كوتاه هيچگونه شائبه سياسي وجود ندارد بنابراين كارشناسان و مسئولان بايد به همان دلايل تكراري گذشته روي بياورند.اين وزير كه از سازمان فضايي آمده، دليل عمده اين اختلال را نصب نرمافزارهاي داخلي عنوان كرد كه در كنار اين عامل، خود كاربران نيز در دامن زدن به اين اختلالات نقش داشتهاند. رضا تقيپور گفت: گاهي ويروسي شدن گوشيهاي كاربران دليل تكرار پيام كوتاه در مقصد است.
وي همچنين گفت: نرمافزار مديريت پيام كوتاه از نوع خارجي بود كه چندي پيش اين نرمافزار از نوع خارجي به داخلي تبديل شد و در زمان نصب نرمافزار جديد مشكلاتي به وجود آمد و در حال حاضر نيز اين مشكلات مرتفع شده است.
بر اساس گزارش شركت ارتباطات سيار ايران، تعداد مشتركان اپراتور همراه اول تا اول بهمن ماه سالجاري به بيش از 35 ميليون و 200 هزار نفر رسيده است كه از اين تعداد حدود 19 ميليون و
200 هزار نفر آن مشترك اعتباري و 16 ميليون نفر مابقي مشترك دائمي هستند بنابراين ميتوان حدس زد در زمان بروز اختلال در شبكههاي ارتباطي اين اپراتور چه مشكل بزرگي به وجود ميآيد. اين در حالي است كه همراه اول در سراسر كشور بيش از
18 هزار و 500 آنتن نصب كرده است.
دليل اختلال اينترنت نيز، دليلي است كه پيش از اين به كرات از سوي مسئولان شنيده شده است؛ كشتي آمده و لنگر انداخته و فيبر قطع شده و اينترنت در ايران مختل! قطعي اينترنت به دليل لنگر انداختن كشتي، پيش از اين نيز منجر به وارد آمدن خسارتهاي سنگيني به شركتهاي اينترنتي و كاربران حقيقي و حقوقي شده بود. اين خسارتها از سال 85 تاكنون در مقاطع مختلف زماني گريبان شركتهاي اينترنتي را ميگيرد، هرچند بنا بود از سوي شركت زير ساخت بخشي از اين خسارات جبران شود تا هم رضايت كاربران فراهم شود هم بخشي از ضرر و زيان شركتهاي اينترنتي جبران شود اما تا اكنون كه سال 88 را به پايان ميبريم، نشاني از جبران خسارت نيست. با وجود كندي سرعت اينترنت، از دسترس خارج شدن سرويسهاي آنلايني مانند جيميل و ايميل ياهو، قطعيهاي مكرر و اين اختلالات گسترده، وزير ارتباطات ادعا كرده كيفيت اينترنت بهطور مرتب از طرف رگولاتوري يا سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي در حال پايش است و آمارها از ارتقاي كيفيت حكايت دارد. گفتني است، شركت ارتباطات زيرساخت روز گذشته خبر داد، تامين 16 لينك STM1 از مسير شمال كشور، حدود 50درصد ظرفيت مسير قطع شده جاسك - فجيره را بازسازي كرد. به گزارش روابط عمومي شركت ارتباطات زيرساخت، عصر دوازدهم بهمن ماه كابل جاسك- فجيره در دو نقطه قطع شد و به دنبال آن، كشتيهاي اعزامي براي بازسازي مسير به مقصد نقاط خرابي حركت كردند تا عمليات تعمير اين كابل آغاز شود. همزمان شركت ارتباطات زيرساخت در تلاش است از طريق مسيرهاي ديگر، باقي مانده ظرفيت مورد نياز را تامين كند.»
كيهان
حسين شريعتمداري مدير مسوول كيهان «شاخص شما چيست؟!» را به عنوان سرمقاله امروز روزنامه برگزيده است وي در اين مطلب نوشته است :« شايد جناب حجت الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني، نوه گرامي حضرت امام(ره) از اين يادداشت آزرده خاطر شود و نگارنده نيز اگر پاي امام راحل(ره) و جفا به ساحت مقدس، انقلابي و فقهي و عرفاني آن بزرگوار در ميان نبود، ترجيح مي داد هرگز قلمي بر كاغذ نراند كه نوه امام(ره) را برنجاند، اما، به يقين جناب سيدحسن خميني هم تصديق مي فرمايند، شخصيت ارزشمند ايشان مرهون نسبتي است كه با امام راحل(ره) دارند، بنابراين دفاع از ساحت ملكوتي آن مراد به حق پيوسته را مي توان و بايد، به منزله دفاع از شخصيت نوه ايشان نيز تلقي كرد. چرا كه، اگر از شخصيت جناب آقاي سيدحسن خميني، رابطه نسبي وي با حضرت امام(ره) حذف شود، ايشان نيز يك شخص معمولي در ميان ساير افراد عادي و معمولي جامعه خواهند بود.
و اما، موضوع يادداشت امروز، نامه اي است كه حجت الاسلام سيدحسن خميني خطاب به رئيس سازمان صداوسيما نوشته و در آن به آنچه كه از نظر ايشان «پخش گزينشي سخنان حضرت امام(ره)» در برنامه «شاخص» تلويزيون است، اعتراض كرده اند... و در اين باره گفتني هايي هست؛
1-اعتراض- با عرض پوزش- تعجب آور و سؤال برانگيز آقاي سيدحسن خميني در حالي است كه پخش مستند و تصويري سخنان حضرت امام(ره) از سيماي جمهوري اسلامي ايران، بسياري از مباني و اصول خط مبارك امام(ره) را براي توده هاي عظيم مردم بازگو مي كند و نه فقط شمار فراواني از نسل هاي اول و دوم انقلاب با شنيدن رهنمودهاي روشنگر و گره گشاي آن حضرت بار ديگر مباني زلال بينش و منش امام خويش را از زبان خود آن حضرت مي شنوند و به خاطر غفلت از اين رهنمودهاي پيامبرانه و معجزه گون انگشت ندامت و حسرت به دندان گزيده و خط حركت خود را اصلاح مي كنند، بلكه از همه بااهميت تر، سيراب شدن روح حق جو و ذهن پرسش گر نسل هاي سوم و چهارم انقلاب است كه امام راحل(ره) را نديده اند و با مشاهده و شنيدن رهنمودهاي آن بزرگوار، «نقشه راه» را براساس بينش زلال و ملكوتي امام(ره) به دست آورده و در مقابل ترفندها و خيانت هاي گندم نمايان جوفروشي كه زير تابلوي خط امام(ره)، نسخه وارداتي جين شارپ و رابرت هلوي و جرج سوروس صهيونيست را به بازار مكاره فتنه اخير آورده اند، بيمه مي شوند و صدالبته، سران فتنه و برخي از خواص آلوده نيز با پخش مستقيم و بي واسطه رهنمودهاي حضرت امام(ره) ديگر امكان سوء استفاده از نام مبارك ايشان را پيدا نكرده و رسواتر از گذشته خواهند شد كه شده اند.
اكنون بايد به جناب سيدحسن خميني عرض كرد كه كجاي اين ماجرا، حضرتعالي را نگران كرده است؟ رسوايي سران فتنه؟! بيداري و هوشياري نسل هاي سوم و چهارم انقلاب و رويكرد آنان به خط زلال حضرت امام؟! واگويه دوباره نظرات ملكوتي و گره گشاي آن حضرت؟! و...؟! اگر هيچكدام از اين موارد باعث نگراني جنابعالي نشده است- كه نشده و نبايد بشود- پس علت نگراني شما چيست؟!
2- در برنامه شاخص كه با استقبال و قدرداني گسترده مردم روبرو شده است، نظرات صريح و خالي از ابهام حضرت امام(ره) درباره جنايات آمريكا و اسرائيل، خيانت گروههاي تروريستي نظير منافقين، وابستگي بهائيت به رژيم صهيونيستي، آمريكايي بودن نهضت آزادي و بني صدر، ماجراي عبرت انگيز آيت الله منتظري، جنايات مهدي هاشمي، ضرورت ترديد نسبت به حمايت بيگانگان از شخصيت ها و گروههاي سياسي، توبيخ كساني كه با بيگانگان پيوند مي خورند و انتخابات را زير سؤال مي برند، ملامت و نهيب به جرياناتي كه ادعاي حمايت از نظام اسلامي دارند و عليه نظام دست به سياه نمايي مي زنند، برخورد حكيمانه و مستدل به افراد و گروههايي كه سعي در حذف «اسلام» از قاموس «جمهوري اسلامي ايران» دارند، افشاي چهره واقعي جرياناتي كه روز عاشورا با كف و سوت، به ساحت حضرت امام حسين(ع) اهانت مي كنند، خروش و عتاب نسبت به آنان كه مي كوشند با طرح شعارهاي فرعي، شعار مرگ بر آمريكا را حذف كنند و... مطرح شده است.
اكنون بايد از نوه محترم حضرت امام(ره) پرسيد كجاي اين سخنان و رهنمودهاي روشنگر و گره گشاي امام راحل(ره) به نظر حضرتعالي «اشكال»! دارد؟! مگر جنابعالي نظرات مبارك حضرت امام(ره) در موارد ياد شده را قبول نداريد؟! و خداي نخواسته- و با عرض پوزش- آمريكاو اسرائيل و منافقين و بهايي ها را دشمن اسلام و انقلاب و نظام نمي دانيد؟! و يا نستجيربالله با حذف اسلام از قاموس «جمهوري اسلامي ايران»، اهانت به ساحت مقدس حضرت امام حسين(ع)،... موافق هستيد؟! به يقين، نظر جنابعالي چنين نيست، بنابراين بفرمائيد ايراد شما به پخش اين سخنان حضرت امام(ره) چيست؟!
3- سران فتنه و سازمان هاي سيا و موساد و MI6 كه به گواهي اسناد غيرقابل انكار، مديريت فتنه اخير را برعهده داشته اند، حق دارند از پخش سخنان حضرت امام(ره) عصباني و سراسيمه باشند، چرا كه فتنه گران با پخش نظرات صريح آن بزرگوار نمي توانند پيروي بي كم و كاست خود از آمريكا و اسرائيل و ائتلاف آشكار خويش با منافقين و بهايي ها و سلطنت طلب ها و نهضت آزادي را زير پوشش تظاهر به خط امام(ره) پنهان كنند و از اينكه با وجود نظر مبارك امام(ره) نسبت به آقاي منتظري، از او به عنوان «پدر معنوي جنبش سبز» ياد كرده اند- خجالت كه چه عرض كنم!- خيانت خود را افشا شده مي بينند و...
اما، جناب سيدحسن خميني چرا از پخش اين سخنان حضرت امام(ره) ابراز نگراني مي فرمايند؟!
4- جناب آقاي سيدحسن خميني در نامه خود نوشته اند «چنانكه از منابع موثق شنيده ام، برنامه اي تحت عنوان شاخص در تلويزيون پخش مي شود و به گونه اي غيرصادقانه و تحريف آميز، شخصيت جامع عارف كامل و مهربان و رهبري مقتدر امام خميني(س) را مخدوش نموده است»... كه گفتني است؛
الف: همانگونه كه نوه محترم حضرت امام(ره) تاكيد مي كند، ايشان، خود برنامه شاخص را نديده اند! و به نوشته خودشان « از منابع موثق شنيده اند»! و اشاره نمي كنند كه اين «منابع موثق»! چه كساني بوده اند؟ آيا در اين مسئله حياتي و حساس مي توان به «منابع موثق»! بدون ذكر نام آنها استناد كرد؟ با اين حساب، اعتراض آقاي سيدحسن خميني، اعتراض خود ايشان نيست، بلكه اعتراض آن منابع- به قول ايشان- موثق! است كه معلوم نيست چه كساني هستند؟!
ب: متاسفانه، طي چندماه اخير و به گواهي اخبار رسماً منتشر شده، جناب سيدحسن خميني با برخي از عوامل اصلي فتنه پس از آزادي موقت آنها، ديدار صميمانه و دلجويانه داشته اند و از آنجا كه اين افراد و سران فتنه به شدت از روشنگري هاي حضرت امام(ره) آسيب ديده و رسوا شده اند، اين احتمال پيش كشيده مي شود كه مبادا، «منابع موثق»! مورد اشاره نوه محترم امام(ره) همين دشمنان تابلودار حضرت امام(ره) باشند! كاش حجت الاسلام سيدحسن خميني نام اين منابع موثق را بيان مي كردند تا ملت جايگاه آنها را در فتنه اخير ارزيابي كنند.
چرا كه فقط سران فتنه و مديران بيروني آنها از پخش سخنان روشنگر حضرت امام(ره) لطمه ديده اند و چنانچه آقاي سيدحسن خميني، خود اين برنامه ها را مشاهده مي كرد به يقين نگراني و سراسيمگي دشمنان امام(ره) را به عنوان نظر «منابع موثق» مطرح نمي كرد و حرمت و ساحت مبارك امام راحل(ره) را نمي شكست.
ج: فرموده اند كه صداوسيما به گونه اي غيرصادقانه و تحريف گونه، شخصيت امام خميني(ره) را مخدوش كرده است!! كه بايد پرسيد؛ مگر آنچه از صداوسيما پخش شده است، عين و متن سخنان حضرت امام(ره) نيست؟ بنابراين تهمت «غيرصادقانه» چيست؟!
از سوي ديگر، در اين موارد، حضرت امام(ره) تكليف ملت را مشخص كرده و در وصيت نامه سياسي- الهي خويش تاكيد فرموده اند كه يكي از اصلي ترين ملاك ها و معيارها براي ارزيابي صحت آنچه به ايشان نسبت مي دهند، سخناني است كه از طريق سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شده است، يعني همان كه حضرتعالي با كم توجهي و بي دقتي، آن را غيرصادقانه!! ناميده ايد.
جناب سيدحسن خميني دراين نامه به پخش «تحريف گونه»! بيانات حضرت امام(ره) از سيماي جمهوري اسلامي نيز اشاره كرده است كه با توجه به پخش متن سخنان امام راحل(ره) و تاكيد آن بزرگوار بر ملاك و معيار بودن آن، معلوم نيست نوه محترم امام(ره) از كدام تحريف!! سخن مي گويند؟! و با عرض پوزش بايد گفت؛ تحريف آشكار نظرات مكتوب و مضبوط حضرت امام(ره) بارها از سوي افرادي نظير آيت الله صانعي، آقاي محتشمي پور و... صورت پذيرفت ولي جنابعالي و موسسه تنظيم و نشر آثار امام(ره) برخلاف مسئوليتي كه داريد در مقابل اين تحريف ها سكوت فرموديد و حتي بعد از آن كه كيهان متن مكتوب و مضبوط رهنمودهاي حضرت امام(ره) در صحيفه را با متن اظهارات تحريف كنندگان منتشر كرده و تحريف آشكار نظرات مبارك ايشان را به طور مستند اعلام كرده بود، نيز مؤسسه نشر آثار زحمت دفاع از نظر امام(ره) و مقابله با تحريف كنندگان را به خود نداد!
5- به يقين نوه محترم امام راحل(ره) در صحت نظرات پخش شده آن بزرگوار ترديدي ندارند ولي ظاهراً پخش آن را به مصلحت نمي دانند. ايشان نوشته اند، اين بخش از سخنان حضرت امام(ره) به چهره رئوف و مهربان آن بزرگوار لطمه مي زند! كه بايد گفت؛ اگر به اعتقاد ايشان، بيان حال منافقان، شرح ترفند دشمنان، ضرورت هوشياري نسبت به توطئه آنان و لزوم برخورد با فتنه انگيزان، لطمه زدن به چهره ملكو تي حضرت امام(ره) است، نظرتان درباره آيات فراواني از قرآن كريم و احاديث و روايات بي شماري از رسول خدا(ص) و ائمه معصومين(ع) كه دقيقا به بيان همين مسائل اختصاص دارد چيست؟ آيا معتقديد كه اين آيات و روايات نيز بايد از قرآن و احاديث معصومان(ع) حذف شود؟! قطعاً چنين نظري نداريد.
6- و بالاخره، نگارش اين بند از يادداشت براي نگارنده نيز بسيار تلخ و ناگوار است، اما ساحت قدسي حضرت امام(ره) والاتر و ملكوتي تر از آن است كه اين نكته ناگفته بماند، و آن اين كه به گفته خداوند سبحان، «ان اولي الناس بابراهيم للذين اتبعوه... نزديكترين مردم به حضرت ابراهيم كساني هستند كه از او پيروي مي كنند.» - آيه 68 آل عمران- بنابراين رابطه نسبي با حضرت امام(ره) اگر چه محترم است ولي محترم تر از آن پيروي و تبعيت از امام راحل(ره) است و هر كه تابع تر، به حضرت امام(ره) نزديكتر.»
جوان
« حاج سيدحسنآقا! اين تذهبون؟ » هم عنوان يادداشت روزنامه جوان است كه با اشاره به اينكه قاطبه مردم با ديدن مواضع امام(ره) در برابر جبهه منافقين، ناخودآگاه ذهنشان به فتنه اخير و منافقين جديدمعطوف شد. مي نويسد :« اگرچه پير و مرادمان امام راحل(ره) به ما آموخت تا در گفتن حق و دفاع از نظام و انقلاب، ملاحظه هيچ شخص و گروهي را نكنيم و در سيره ايشان نيز برخورد قاطع و تلخ با منسوبان و نزديكان - به دليل فاصله گرفتن از انقلاب و همسويي با اصحاب فتنه – يك اصل مسلم و انكارنشدني است؛ اما حرمت همان امام فرزانه(ره) نيز دست و قلم را ميلرزاند تا در نقد كسي بنويسد كه عنواني از نام بلندآوازه خميني(ره) را به همراه دارد.
حجتالاسلام جناب آقاي سيد حسن خميني، نوه گرامي امام(ره) طي ماههاي اخير با سكوت و صحبت خود، مواضعي را به نمايش گذاشته كه گرچه براي خود ايشان محترم است اما اين مواضع مورد انتقاد بسياري از نيروهاي انقلابي و ارزشي قرار دارد. اين انتقادات البته به حرمت خانواده امام(ره) عمدتاً در محافل خصوصي بيان شده و كمتر شكل علني به خود گرفته است اما طبيعتاً با ادامه مشي آقاي سيدحسن، چنين انتقاداتي بيش از اين تاب مستوري نخواهد داشت. »
سيد امير هاشمي ارا نويسنده اين مطلب در ادامه مي نويسد :« روز گذشته نامهاي از آقاي سيدحسن خميني به رئيس سازمان صدا و سيما منتشر شد كه جاي تأمل جدي دارد و نميتوان به سادگي از كنار آن عبور كرد. وي در نامه خود خطاب به مهندس ضرغامي، با اشاره به برنامه تلويزيوني«شاخص» كه در آن اظهارات صريح حضرت امام(ره) درباره گروهك منافقين و بنيصدر منتشر شده، آورده است: «چنانكه از منابع موثق شنيدهام برنامهاي تحت عنوان شاخص در تلويزيون پخش ميشود و به گونهاي غيرصادقانه و تحريفآميز شخصيت جامع عارف كامل و مهربان و رهبري مقتدر امام خميني (ره) را مخدوش نموده است.»
نگارنده به عنوان شخصي كه طي شبهاي اخير برنامه «شاخص» را دنبال كردهام واقعاً از اين اظهار نظر آقاي سيدحسن خميني متعجب شدم. اولين ايراد به آقاي سيد حسن خميني اين است كه برنامهاي را كه نديده بر اساس قضاوت ديگراني كه «منابع موثق» ناميده، به چالش كشيده است. اي كاش ايشان همه قسمتهاي برنامه «شاخص» را كه به ابعاد مختلف شخصيت امام(ره) ميپردازد، ميديدند و بعد قضاوت خود را بيان ميكردند.
البته ميتوان حدس زد كه كدام بخش برنامه «شاخص» مورد انتقاد آقاي سيد حسن خميني قرار گرفته است. همان بخشي كه وي از آن به عنوان مشابهتسازي تاريخي ياد كرده است. يعني مواضع قاطع امام(ره) در برابر بني صدر و منافقين!
اتفاقاً آن منبع موثقي كه به آقاي سيدحسن خميني اطلاع داده، خوب مطلب را دريافت كرده است. قاطبه مردم نيز با ديدن آن مواضع امام(ره) در برابر جبهه منافقين، ناخودآگاه ذهنشان به فتنه اخير و منافقين جديد معطوف شد. حجتالاسلام سيدحسن خميني اتفاقاً بايد با خود فكر كنند كه چرا مردم با ديدن آن صحنهها در تلويزيون و آن عتابهاي امام(ره) عليه جبهه منافقين، تصوير ايستادگي نظام و رهبري انقلاب در برابر فتنه منافقين جديد را در ذهن خود ترسيم ميكنند؟
جناب سيدحسن خميني حق دارند مشرب و تفكر سياسي خود را داشته باشند و حتي آن را ظهور و بروز دهند اما جسارتاً حق ندارند امام و انديشههاي ايشان را سانسور كرده و تصويري دلبخواهي از امام(ره) به جامعه ارائه كنند. نوه امام(ره) به درستي تأكيد كرده كه امام شخصيتي جامع بودهاند اما چرا خود وي ميخواهد بخش عمدهاي از شخصيت امام(ره) يعني قاطعيت ايشان در برابر جبهه نفاق و التقاط را – كه بخشي از تاريخ انقلاب نيز هست – كتمان كنند؟
جناب حجت الاسلام سيد حسن خميني كه در زمان حيات امام(ره) دوران كودكي و نوجواني را طي ميكردند احتمالاً تصويري صرفاً عاطفي از آن پيرفرزانه در ذهن دارند كه علي القاعده آحاد ملت ايران نيز به اين وجه شخصيت امام(ره) واقفند؛ اما نميتوان وجه «جلال» امام را ناديده گرفت و صرفاً به «جمال» پرداخت؛ وجه جمالي كه اتفاقاً در همين برنامه «شاخص» در پيوند عاطفي بين امام (ره) و امت و روحيه مردمي و عارفانه و زاهدانه آن پير سفر كرده به نمايش گذاشته شد.
تصويري كه آقاي سيدحسن خميني قصد دارند از امام(ره) ارائه نمايند تصويري زيبا اما خنثي است. آدم ناخودآگاه ياد روزنامههاي عصر اصلاحات ميافتد كه در شمايل حضرت علي (ع) در دستان آن حضرت به جاي ذوالفقار، دسته گل گذاشته بودند! عطوفت و رحمانيت علي(ع) شهره عالم است اما آيا ميتوان ذوالفقار را از دست اسدالله الغالب گرفت؟ آيا ميتوان تصويري سانسور شده از شير بيشه شجاعت و فاتح بدر و حنين به دست داد؟
امام (ره) مرجعي عاليقدر، فقيهي عارف، فيلسوفي مبرز و حتي شاعري لطيف منظر بودند اما آنچه كه امام(ره) را امام(ره) كرد، مجاهدت و مبارزه عظيم ايشان در برابر جبهه استكبار و استبداد و نفاق و تشكيل جمهوري اسلامي مبتني بر آموزههاي سياسي اسلام و تشيع بود. هيچ كس منكر ابعاد ذيقيمت شخصي و معنوي امام(ره) نيست اما قلهاي كه نام خميني بر فراز آن ميدرخشد، «ولايت فقيه» به مثابه يك نظريه اصيل اسلامي است كه بر مبناي آن، دين از حوزه عبادات فردي به حوزه اجتماعيات و سياست وارد ميشود. امام براي تحقق اين اصل اصيل سالها مبارزه كرد، خون دل خورد، تبعيد رفت، با آمريكا و اسرائيل و شاه و صدام و منافقين درافتاد و هيچ گاه از اصول خود در برابر اين جبهه عقبنشيني نكرد. ذوالفقار خميني(ره) را نميتوان با تحريف و سانسور در غلاف كرد و تصويري ديگرگونه از ايشان ترسيم كرد.
جناب آقاي سيدحسن خميني به خاطر بياورند اين امام راحل (ره) بود كه ميفرمود: «نبايد به خاطر رضايت چند ليبرال خودفروخته، به گونهاي اظهار نظر كرد كه حزبالله عزيز احساس كند جمهوري اسلامي از مواضع اصولياش عقبنشيني كرده است.»
هم ايشان بود كه اظهار نگراني ميكرد كه ميترسم ده سال بعد عدهاي بنشينند و بگويند حكم سلمان رشدي مغاير با اصول ديپلماتيك بوده است!
و اما يك سؤال جديتر اين است كه جناب حجتالاسلام سيد حسن خميني طي اين همه سالها كه عناصر مطرود امام(ره) عليه ايشان قلمفرسايي ميكردند چرا احساس وظيفه براي نامه نگاري نكردند؟ چرا ايشان و مؤسسات تحت نظرشان در پاسخ به آن همه اتهامي كه در قالب خاطرات آقاي منتظري به امام(ره) وارد شد و در تمامي سايتهاي ضدانقلاب منتشر گرديد موضعي چنين قاطع اتخاذ نكردند و بلكه برعكس مريدان آقاي منتظري را در مؤسسات مسما به نام امام(ره) بر صدر نشاندند؟ آيا انتشار فيلم مواضع امام(ره) در برابر منافقين و بني صدر كه واقعيت مسلم تاريخي است چهره امام را مخدوش ميكند يا آن خاطرات كذايي و كذب آقاي منتظري كه در سرتاسر آن، از امام(ره) چهرهاي خشن و بي منطق و ديكتاتور ارائه ميشود؟ اين تذهبون جناب سيد حسنآقا؟»
روزنامه جوان همچنين در مطلبي ديگر به بررسی اين موضوع مي پردازد كه « چرا اصلاحطلبان از مناظره فرار میکنند؟ » کریم دهکردی در اين مطلب با اشاره به اينكه کشاندن منازعات خیابانی به تلویزیون و تبدیل آن به گفتوگویی که میلیونها قاضی دارد، مورد استقبال همه طیفهای فکری درون نظام قرار گرفت. مي نويسد :«
قبل از آن نیز مقام معظم رهبری این مطالبه را به نحوی دیگر بیان و کرسیهای آزاداندیشی را طرح کردند و در ماه رمضان امسال نیز در دیدار با جوانان به صراحت فرمودند: «چرا شما این کار را نکردید؟» بنابر این مناظرات تلویزیونی و کرسیهای نقد و نظر و آزاداندیشی بستر خوبی برای تضارب آرا، تخلیه هیجانات، افت تنفرها و رشد عطوفها میتوانست باشد.
جریان اصلاحات که قاعده بازی را از فردای انتخابات به هم زد و جمهوریت نظام را به سخره گرفت، به صورت گسترده به مظلومنمایی اقدام کردند و نداشتن تریبون، یکطرفه عمل کردن صدا و سیما، بستن رسانهها و ... را به عنوان مؤلفههایی که سد ارتباطی آنان با مردم شده است یاد کردند.
با تأیید شورای عالی امنیت ملی و ریاست وقت قوه قضائیه قرار شد کاندیدای معترض و قانونشکن از طریق رسانه ملی حرفهای خود را بزند. مثلاً به مردم بگوید چرا ساعت 11 روز جمعه 22 خرداد رسانهها را جمع کرد و خود را «برنده قطعی» انتخابات خواند، چرا از فردای انتخابات آن را خیمهشببازی خواند و چرا تا عصر انتخابات شورای نگهبان را در همه مراحل انتخابات محترم شمرد، اما هنگام احساس شکست، حملات ناجوانمردانه خود و دوستان را بر آن متمرکز کرد و... اما ایشان دو شرط نبود مجری و زنده بودن برنامه را شرط حضور خود اعلام کردند، بنابر این طبیعی بود که حاکمیت تریبون خود را در اختیار کسی که هیچ قاعدهای را نمیپذیرد قرار نخواهد داد اما صداوسیما تلاش کرد این تفکر نیز بتواند با مردم سخن بگوید بنابر این برنامه رو بهفردا را طراحی کردند. طی چند جلسه، اقبال عمومی نسبت به آن شکل گرفت و در آخرین جلسه آن آقای اطاعت هر آنچه اصلاحطلبان و دشمن میخواست را به صورت «MP3» به صحنه آورد. با وجود استقبال اصلاحطلبان از آن مناظره، اعلام شد که آنان حاضر به حضور در مناظره نیستند. در این رابطه اسامی تعدادی نیز اعلام شد که در جریان اصلاحات از افراد نسبتاً خوشسابقه به حساب میآیند اما چرا آنان حاضر به حضور در مناظره تلویزیونی نیستند؟ برای پاسخ به این سؤال میتوان دلایل متفاوتی را برشمرد، از جمله این دلایل:
1-ناعادلانه بودن مناظرات: قضاوت مردم این است که تقسیم وقت و نحوه برخورد مجری کاملاً عادلانه بود و نماینده اصلاحطلبان هیچ محدودیتی برای سخن گفتن نداشت. اتفاقاً آقای اطاعت که بدترین سخنان را در آن مناظره به زبان آورد در تاریخ 10/11/88 در مصاحبه با سایت جهاننیوز از مجری و دکتر زاکانی تقدیر کرده بود.
2-ترس از نیروهای مؤمن به انقلاب: یکی دیگر از دلایل عدم حضور آنان واکنش نیروهای مؤمن به انقلاب به مواضع آنان است. آنان بیم دارند که پای آنان به حوزههایی کشیده شود که اسلاف آنان در هفت ماه گذشته رفتهاند، بنابر این جسارت هزینه سخنان خود را در فردای مناظره در محافل عمومی و رسانهها ندارند و با پاک کردن صورت مسأله خود را میرهانند.
3-مطالبات اصلاحطلبان: نوع مطالبه اصلاحطلبان خصوصاً تجدیدنظرطلبان سکولار از نماینده خود در مناظرات یکی از دلایل امتناع آنان از حضور در مناظره است. سخنان تند و بیربط (بیربط به موضوع مناظره) اطاعت نشان داد که او موظف به گفتن برخی مسائل بوده است، حتی اگر مسائل مد نظر هیچ ربطی به مناظره نداشته باشد بنابر این مناظرهکنندگان اصلاحطلب از رفتارهای رادیکال در صفحه سیما بیمناکند زیرا قضاوت میلیونها ایرانی جایگاه آنان را از وضع موجود نیز بدتر خواهد کرد. از طرفی دیگر اگر مطالبات اصلاحطلبان را عنوان نکند بعداً مورد شماتت درون جناحی قرار خواهد گرفت بنابر این عدم پرداخت هزینه به افراطیون درون جناحی یکی دیگر از موانع حضور است.
4-نداشتن حرفی برای گفتن: اصلاحطلبان به خوبی میدانند که مسائل مربوط به فردای انتخابات در دو سطح اصلی و فرعی قرار میگیرد. اصل مسأله دروغ خواندن برترین انتخابات ملت است و به تعبیر مقام معظم رهبری، هتک حرمت از نظام اسلامی در جلوی چشم ملتهای اسلامی است که جرم اصلی است، بنابر این بقیه مسائل کشته شدن افراد، ماجرای کهریزک و ... تابع آن مسأله اصلی هستند، بنابر این اصلاحطلبان حاضر در مناظره به سؤالاتی نظیر اسناد تقلب مدعایی کجاست؟ چرا از قانون و رهبری عبور کردید؟ چرا شورای نگهبان را در پایان انتخابات مورد خدشه قرار دادید اما از اول قبول داشتید؟ چرا کشتهسازی میکردید و در مراسم آنان حضور مییافتید؟ و صدها چرای دیگر که هیچ پاسخی برای جواب آن وجود ندارد.
بنابر این دعوتشدگان به مناظرات با خود میگویند، چه لزومی دارد ما در برنامهای حاضر شویم که پاسخگوی خطاهای استراتژیک دیگران باشیم. چه لزومی دارد ما در حضور میلیونها انسان مسلمان و ایرانی، از خداجو خواندن کمونیستها، بهائیها، سلطنتطلبان، انجمن پادشاهی و منافقین دفاع کنیم؟ »
نويسنده در پايان مي نويسد :« چه لزومی دارد ما از حضور موسوی در مراسم سعیده پورآقایی دفاع کنیم؟ چه لزومی دارد ما تاوان هتک حرمت از اصل نظام را به عهده بگیریم؟ در میان دلایل و احتمالات چهارگانه بالا میتوان دلیل اخیر را مهمترین عامل عدم حضور اصلاحطلبان در مناظرات دانست، حتی کسانی از این جماعت که حاضر به حضور باشند یا به مسائل فرعی (مثل مسائل اقتصادی دولت) یا به معلولها (بازداشتها...) خواهند پرداخت. قطعاً یک نفر را نیز نخواهیم یافت که از این همه بیتدبیری و قانونشکنی عریان دفاع کند. هر دلیل دیگری غیر از دلیل ذکر شده نمیتواند علت عدم حضور آنان در مناظرات باشد. اما آنان به فرافکنی خواهند پرداخت و روبهجلو فرار خواهند کرد.
اما فضا آنقدر شفاف شده است که مردم بر سر دو راهیها درنگ نخواهند کرد. »
وطن امروز
محمد نبی حبیبی دبیر کل حزب مؤتلفه اسلامی در سرمقاله روزنامه وطن امروز مطلبي با عنوان « 22 بهمن خنثیکننده توطئه مستکبران » مي نويسد :« با گذشت 7 ماه از فتنهگریهای پس از انتخابات ریاستجمهوری دهم و صبر بزرگوارانهای که مردم در این مدت از خود نشان دادند، میتوان روز نهم دی ماه را که نشاندهنده حضور چند 10میلیون نفر از مردم شریف کشور بود از عواملی دانست که منجر به برخی تغییرات در معادلات سیاسی شد.
این امر موجب شد افرادی که بر طبل مخالفت با انقلاب میکوبیدند متوجه شوند که این کار آب در هاون کوبیدن است.باید این نکته را نیز یادآور شد که حق اگر چه حق است اما اگر قرار است حاکمیت یابد، نیازمند پشتیبانی مردم است که نهم دی ماه تجلی این پشتیبانی از نظام بود. اگر چه این روز فتنهها را تا حدودی خنثی کرد اما مردم نباید خطر را تمام شده تلقی کنند زیرا ممکن است برخی فتنهها و فتنهگران برای خود مخفیگاهی دست و پا کرده باشند بنابراین تصور آنکه مساله پایان یافته است، صحیح نیست. هماکنون نیز که در آستانه 22 بهمن و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی قرار داریم حضور مردم در صحنه یک واجب سیاسی و مهم است که در صورت برگزاری گستردهتر نسبت به سالیان گذشته، پاسخی است به همه شرارتها علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و خنثیکننده توطئههای مستکبران.دستگاههای حکومتی نیز باید با اقدامات بموقع در جهت پاسخگویی به مطالبات مردمی برآیند که نمونه آن را در محاکمه و اعدام 2 تن از اغتشاشگران در روزهای اخیر مشاهده کردیم. هر چند دلسوزان نظام توقع دارند با عاملان این فتنه و اغتشاشات به سرعت برخورد شود اما قوهقضائیه کشور نیز باید بر اساس اقتضائات سیاسی، اجتماعی و قضایی با دستانی باز تصمیم بگیرد.
آنچه روشن است اینکه هیچ تغییر و چرخشی در مواضع کاندیدای معترض انتخابات دهم ریاست جمهوری صورت نگرفته و در مواضع اخیر که در آخرین بیانیه و گفتوگو مطرح کرده است گام مثبتی برداشته نشده است، زیرا ظلمی که در ماههای اخیر بر نظام رفت، بیشتر از آن است که با برداشتن قدمی کوتاه در به رسمیت شناختن دولتی که رسمی بود از میان برود.اتخاذ موضعی صریح در مقابل موضعگیریهای ناصحیح گذشته از سوی این افراد قابل بحث است اما اینکه تنها کلامی در به رسمیت شناختن دولت اظهار شود، قدمی نیست که بتوان برآن تکیه كرد و گفت که از راه ناصحیح بازگشتهاند.
و این را نمیتوان غفلت دانست بلکه ظلمی است که بر نظام و ملت رفت. بنابراین نمیتوان به وحدت یا الفاظی همچون آشتی با کسانی که به انقلاب ضربه وارد میکنند خوشبین بود، زیرا معتقدیم ملاک وحدت واقعی، وحدت میان نیروهای وفادار به انقلاب در حول محور رهبری است.»
دنياي اقتصاد
«يك پيام تورمي» هم عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم مهران دبيرسپهري است كه در اين مطلب آمده است :« بانك مركزي در آخرين گزارش خود (پنجشنبه 15/11/88) ميزان رشد شاخص بهاي كالاها و خدمات مصرفي در مناطق شهري ايران در دي ماه را اعلام نمود.
بر اين اساس، شاخص مزبور در دي ماه امسال نسبت به ماه مشابه سال گذشته (تورم نقطه به نقطه) 8/7 درصد رشد نمود كه نسبت به ماه قبل براي اولين بار پس از يك دوره طولاني كاهش، حالت افزايشي نشان ميدهد. يادآور ميشود اين نرخ براي آذر ماه 4/7 درصد ثبت شده بود.
نرخ تورم در دوازده ماه منتهي به دي ماه سال 1388 نسبت به دوازده ماه منتهي به دي ماه 1387 (نرخ تورم ميانگين) معادل 2/12 درصد بوده كه همچنان در حال كاهش است. معمولا تغيير روند تورميقبل از آن كه در شاخص اصلي تورم (نرخ تورم ميانگين) مشاهده شود، در شاخص تورم نقطه به نقطه آشكار ميگردد؛ زيرا شاخص اصلي تورم يك شاخص ميانگين دوازده ماهه است كه اثر تغييرات ماهانه در آن ناچيز بوده و محو ميشود. همانگونه كه ديده ميشود روند نزولي نرخ تورم نقطه به نقطه در آذر ماه، متوقف و در دي ماه افزايشي شده است. با توجه به روند رشد نقدينگي، دو منحني مشهود در شكل يك، طي ماههاي آينده با يكديگر برخورد كرده و سپس جاي آن دو عوض خواهد شد؛ يعني منحني نقطهاي در بالا و منحني ميانگين در پايين قرار ميگيرد؛ زيرا چند ماه طول ميكشد تا تغييرات منعكس در شاخص نقطهاي در شاخص معمول نرخ تورم(ميانگين دوازده ماهه) هم مشاهده شود.
به عبارت ديگر شاخص اصلي تورم همچنان كاهشي خواهد بود و حتي احتمال دارد نرخ تورم در پايان سال 1388 يا در ماه فروردين تك رقمي شود (صرفنظر از تبعات تورمي قانون هدفمند شدن يارانهها). ميدانيم كه اثر هر تغيير انبساط پولي بر شاخص تورم با يك وقفه 9 ماهه آشكار ميشود. به همين دليل انتظار آن بود كه اثر تغيير روند پولي كه در دي ماه 1387 آغاز شد، منجر به افزايش نرخ تورم در مهر ماه 1388 شود؛ در حالي كه اين تغيير با حدود دو تا سه ماه تاخير مشاهده شد (شكلهاي شماره 1 و 2). دليلي كه ميتوان براي آن عنوان كرد اين است كه اولا در يك سال گذشته، برخي از كالاهاي وارداتي، كاهش جهاني قيمت داشتهاند و دليل ديگر آن كه نرخ ارز به بركت وجود ذخاير ارزي تقريبا ثابت مانده است؛ در حالي كه با توجه به نرخ تورم داخلي در ده سال گذشته، قيمت ارز ميتوانست بسيار بالاتر باشد. دليل سومي هم ميتوان براي اين تاخير قائل شد.
از آنجا كه در يك سال گذشته بازار مسكن در وضعيتي ركودي قرار داشت، به همين دليل بهاي اجاره مسكن نه تنها افزايش نداشته كه در برخي نقاط حتي با كاهش هم مواجه بوده است و از آنجا كه در سبد كالاهاياندازهگيري تورم، بخش مسكن وزن بالايي را به خود اختصاص ميدهد، اثر آن در ميانگين، قابل توجه است. در هر صورت حتي اگر اين تاخير دو ماهه، بيشتر هم طول ميكشيد قابل انتظار بود.
در اينجا بايد در موضوع نقدينگي به دو نكته اشاره شود: اخيرا در خبرها داشتيم كه وزارت كار توانسته است دو هزار واحد صنعتي بزرگ و بنگاه متوسط داراي مشكل نقدينگي در كشور را شناسايي كند (دنياي اقتصاد 27/10/88). اين موضوع مانند آن است كه گفته شود توانسته ايم دو هزار نفر را بيابيم كه درجه حرارت بدنشان 37 درجه است و بهتر بود جمله فوق به اين صورت اصلاح ميشد كه دو هزار بنگاه اقتصادي توانستهاند صداي خود را به مسوولان برسانند و البته اين شانس را دارند كه به حساب مردم از رانتهاي ايجاد شده بهره گيرند، همانگونه كه معوقات بانكي تنها در دست 300 نفر است (دنياي اقتصاد 3/11/88).
نكته دوم، اشاره به درسي است كه بحران جهاني اقتصاد در سال اخير براي همگان داشت و آن اين است كه گاهي اوقات كمبود نقدينگي ميتواند ناشي از بحران اعتماد ميان فعالان اقتصادي باشد كه در اين صورت مسوولان ميتوانند با شناسايي عوامل موثر بر كاهش اعتماد در ميان فعالان اقتصادي، راهحلها و روشهاي موجود را مورد ارزيابي مجدد قرار دهند.
خاطرنشان ميسازد كمبود نقدينگي عمدتا به دو دليل عرضه بيش از حد پول پرقدرت و فشار بر بانكها براي ارائه تسهيلات ارزان، ايجاد ميشود.»
جهان صنعت
روزنامهي جهان صنعت هم در سرمقاله خود با عنوان « انگار همه سر کاريم » مي نويسد :« در طرح هدفمند کردن يارانهها، همواره دولت بر کارشناسي بودن تصميمات خود اصرار داشت و تا حدي بر خواستههاي خود پافشاري مي کرد که احمدي نژاد گفت تمام هستياش را براي اين لايحه ميدهد!
وي که اعتقاد داشت اگر دست دولت بسته باشد اين لايحه قابل اجرا نيست و آن را پس ميگيرد با چنين تهديدهايي اين لايحه را قانون کرد و باعث شد مجلس در حالي مقابل تمام خواستههايش سر تعظيم فرود آورد که تا قبل آن بر مشکلات آن معتقدتر بود!
به هر حال خوشهبندي مردم آغاز شد اما در گام نخست عملياتي اين قانون، با دستهبندي پراشتباه و غيرعادلانه تا جايي به مردم برخورد که رييس کابينه اعلام کرد خوشهبندي ملاک پرداخت يارانه به مردم نيست! حال پس از ماهها تغيير سخن و عمل دولت (در اين قانون) چگونه دولت ادعا ميکند اين طرح کارشناسانه بوده که در گام اول اجرا، خود اعتراف ميکند مشکلات موجود دليل کنار گذاردن خوشهبندي شده است؟
با توجه به تناقض گفتار احمدينژاد در گفتوگو با مردم که اعلام کرد دولت ميخواهد به همه اقشار يارانه بدهد، بايد پرسيد چرا دولت هدفمند کردن را در دستور کار قرار داد و به همان سياق سابق که يارانههاي غيرهدفمند به همه ميرسيد، ادامه راه نداد و با تغيير مسير در هر بخش اين لايحه نوعي فرار به جلو را ثبت کرد.
متاسفانه نگاهي به سابقه تيم اجرايي دولت نهم و دهم به خوبي گوياست که اجراي طرح بنگاه هاي زود بازده، ماليات بر ارزشافزوده ، اشتغالزايي ، مهار گراني و... آنقدر پرمشکل بوده که در اين فقره هم نميتوان به اجراي درست اين قانون که به زعم کارشناسان چشم اسفنديار اين طرح است، اميدوار بود!
به نظر ميرسد تمام کارشناسان و مردم بايد هر روز سوژهاي داشته باشند و بر سر موضوعات تازه و کاملا کارشناسانه تيم اجرايي دولت مباحثه و به دليل انکار کل ماجرا در نهايت فراموش کنند اصل ماجرا چه بوده است! انگار بايد باز هم منتظر واژگان جديد باشيم و بحثهاي تازهتري را بشنويم. اي کاش دولت با پذيرش اشتباهاتش بار هزينههاي معنوي رييسجمهور را کم ميکرد و به مردم ميگفت تا زمان رفع اشکالها، اجراي اين طرح هم مثل ماليات بر ارزشافزوده متوقف ميشود تا ضعفا بيشتر نگران نشوند.»


