یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ -
- 16 Jun 2019
11 شوال 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
آیا کمپین مردان روسری پوش به نفع جنبش سبز است یا به ضرر آن؟

 

یکی از ویژگی های برجستهء جنبش سبز منش عقلانی و پرهیز از حرکتهای احساسی و واکنشی است. به نظر می رسد که فاصلهء زمانی میان انتشار عکس های مجید توکلی توسط رسانه های دولتی و شروع کمپین "مردان روسری پوش"  توسط فعالان جنبش سبز در اینترنت بسیار کم تر از آن بود که بتوان تصور کرد که تمامی جوانب و عواقب این کار سنجیده شده باشد. در اینجا به برخی از عواقب منفی این حرکت که به ذهنم می رسد اشاره می کنم و از این فرصت استفاده می کنم تا انتقادات کلی تری را نیز نسبت به بعضی از روندهای تازه در جنبش سبز مطرح کنم

 

۱-ایجاد شکاف در جنبش سبز با به چالش کشیدن ارزشهای بخش های سنتی و مذهبی جامعه.که حامی آن هستند 

 

درست است که جنبش سبز شامل دیدگاه ها٬ سلیقه ها و عقاید متنوع و بعضآ مخالف یکدیگر است و این تکثر عقاید یکی از نقاط قوت این جنبش است. اما نباید تصور کنیم که هیچ تلاشی برای حفط انسجام و ایجاد زبان مشترک میان گروه ها و اقشار مختلف حامی جنبش سبز نیاز نیست و یک جنبش اجتماعی-سیاسی می تواند بدون یکپارچگی در عمل و شعار به نتیجهء مطلوب خود برسد.

 

کمپین مردان روسری پوش  هر چند ممکن است برای بسیاری از ما یک روش اعتراض ابتکاری و ساختارشکنانه به نظر آید٬ اما برای بسیاری از مردم چیزی نیست جز به چالش کشیدن ارزشهای سنتی آنها، وچه بسا آن را به عنوان نوعی "انحراف اخلاقی" در جنبش سبز ارزیابی کنند و این موجب دلسردی و فاصله گرفتن آنها از حرکتهای دست جمعی آینده شود. بهتر است همانطور که تلاش می کنیم که شعارهایمان را به شکلی تنظیم کنیم که جامع و دربرگیرندهء تمام اقشار جامعه باشند، در طراحی کمپین های مربوط به جنبش نیز همین قاعده را رعایت کنیم. و تا جایی که ممکن است از هر عملی که می تواند موجب سوءتفاهم و تفرقه میان مردم شود پرهیز کنیم.

 

۲- ضعف در رساندن پیام: 

 

 افراد مختلف جامعه بر حسب تحصیلات٬ طبقه اجتماعی٬ فرهنگ٬ دسترسی به اطلاعات و عوامل بسیار دیگر درکها و تعریفها متفاوتی از نمادها دارند. ممکن است برای آن گروهی از افراد که سالها در علوم اجتماعی تحصیل کرده اند و بعضآ با دیسکورس های فمینیستی غربی آشنایی کامل دارند، کمپین مردان روسری پوش نوعی به چالش کشیدن ساختارهای جنسیتی سنتی/حکومتی باشد و این حرکت را در راستای ساختارشکنی ها و بازتعریف ارزشهای اجتماعی، مفید و موثر بدانند. اما مسلمآ این پیامی نیست که ماموران بسیجی و حامیان دولت کودتا (که مخاطبین اصلی این کمپین هستند) از این حرکت نمادین دریافت می کنند. چه بسا آنها لباس زنانه پوشیدن مردها را از نشانه های "آخر زمان" بدانند و به "بر حق" بودن خود در این نبرد "حق علیه باطل" اعتقاد راسخ تری پیدا کنند. پس جای آن دارد که از خود بپرسیم که مخاطب چنین کمپینی چه کسی است و او چه درکی از نماد های مورد استفادهء ما دارد؟ فراموش نکنیم که یکی از اهداف مهم جنبش سبز جذب بدنهء بسیج و دیگر مخالفان از طریق ایجاد تامل و تفکر مستقل در آنهاست. و آنچه لازمه این کار است پیدا کردن یک زبان مشترک و باز کردن باب گفتوگو با آنهاست و نه استفاده از نمادها و مفاهیم غیر ملموسی که رگه هایی از لج بازی نیز در آنها دیده می شود.

 

۳- فراهم کردن خوراک تبلیغاتی برای صدا و سیما و کیهان و رجانیوز و...

 

واقعیت این است که جنبش سبز در برابر رقبای سیاسی خود از یک ضعف بزرگ رسانه ای برخوردار است. هر چند این ضعف با وجود اینترنت تا حدودی جبران می شود اما هنوز در داخل ایران صدای مخالفان جنبش سبز بسیار بلند تر و رساتر از فعالین آن است و تمامی رسانه های "ملی" و نشریات دولتی در اختیار آنهاست. ضمنآ تجربه نشان داده است که آنها همواره از کوچکترین فرصتها برای پرونده سازی و دروغ پردازی در جهت تخریب چهرهء مخالفان خود بهره بردای می کنند و کم نبوده اند مواردی که آنها از کاهی کوهی ساخته اند و مثلآ با داشتن یک عکس فوتوشاپ شده از مردی که با زن نامحرمی دست می دهد او را متهم به "زنا" و "فساد اخلاقی" کرده اند.

 

حال چرا باید با کمپین مردان روسری پوش چنین معدن طلایی را دو دستی تقدیم شریعتمداری ها بکنیم و صدها عکس از مردان طرفدار جنبش سبز که لباسهای زنانه پوشیده اند و در برخی از موارد آرایش کرده اند و نمادهای سبز بر دست دارند در اختیار آنها قرار دهیم تا هزاران سوءاستفادهء سیاسی و قضایی و تبلیغاتی از آن بکنند؟

 

 البته اگر فعالین این کمپین رسانه های قوی تری در اختیار داشتند و می توانستند در برابر اتهامات و پرونده سازی ها از خود دفاع کنند و اهداف کمپین خود را برای مردم به وضوح تشریح کنند، حرکتشان می توانست بسیار مفیدتر و موثرتر باشد. اما اکنون که چنین امکانی برای آنها وجود ندارد، آیا جنبش سبز را این چنین در معرض حملات تبلیغاتی مخلفان قرار دادن استراتژی خوبی است؟

 

۴- سوق دادن جنبش به سوی نمایشی شدن و دور شدن از اقدامات عملی.

 

این انتقاد بیشتر متوجه ایرانیان خارج از کشور است٬ اگر چه در مواردی شامل ایرانیان داخل کشور نیز می شود. در هفته های اول آغاز اعتراضات مردم در ایران٬ یک هماهنگی و همکاری بسیار موثری در میان ایرانیان داخل و خارج کشور بوجود آمد. به طوری که حتی نام افرادی که در شهرستان ها دستگیر و یا کشته می شدند دقایقی پس از وقوع اتفاق در سراسر جهان مخابره می شد و اقداماتی برای محکوم کردن این جنایات آغاز می شد. در هفته های پس از اعلام پیروزی آقای احمدی نژاد در انتخابات٬ کمتر سیاستمداری در جهان جرات تبریک گفتن و حتی به رسمیت شناختن او را داشت و این به برکت فشارهای سیستماتیکی بود که ایرانیان مقیم خارج بر دولتهای کشورهای میزبانشان وارد می کردند.

 

اما متاسفانه با گذشت زمان نه تنها این هماهنگی و همکاری میان ایرانیان داخل و خارج قوی تر و سازمانیافته تر نشد که رفته رفته جای خود را به حرکت های صرفآ نمادین و نمایشی در خارج از کشور داد. جنبش سبز خارج کشور از حضور غیر فیزیکی اما واقعی و موثری که در خیابانهای تهران و اصفهان و کرمانشاه و شیراز داشت، به تدریج سر از سالن نمایش لباس فلورانس و فرش قرمز جشنوارهء فیلم مونترال و بازی نور در کنسرت U2 در آورد. و امروز چنین به نظر می رسد که بیشتر نیروی جنبش سبز خارج از کشور در جهت حرکتهای صرفآ نمادین به کار گرفته میشود و کمتر به کارهای عملی توجه می شود.هر چند این حرکتها بعضآ بسیار زیبا و ابتکاری هستند و در زنده نگه داشتن نشاط و امید در جنبش و ایجاد آگاهی از مسائل ایران در جهان بسیار مفید اند اما سوق دادن جنبش به سوی نمایشی شدن و اولویت نبخشیدن به کارهای عملی به تدریج ارتباط میان جنبش داخل و خارج کشور را کمرنگ خواهد کرد و موجب تضعیف جنبش خواهد شد. در ماههای گذشته شاهد جمع کردن امضاء در طومار دو کیلیومتری سبز در پاریس، سبز کردن آسمانخراش های نیویورک، سبز کردن مجسمهء داوود در فلورانس، چیدن کفش های سبز در پیاده روهای لس آنجلس، دوچرخه سواری سبز، کوهنوردی سبز و صدها حرکت نمادین بزرگ و زیبای دیگر بوده ایم، اما با وجود این همه انسجام و خلاقیت و انگیزه و پشت کار هنوز نتوانسته ایم یک شبکهء تلویزونی مستقل برای جنبش سبز راه اندازی کنیم تا بی واسطه و بدون نیاز به رسانه های خارجی اخبار مربوط به جنبش را مخابره کنیم. اگر تنها بخشی از نیرو و هزینه هایی که صرف حرکت های نمایشی جنبش سبز در اقسی نفاط جهان می شود در راستای ایجاد چنین شبکه ای قرار می گرفت، بدون شک امروز به بسیاری از مطالبات خود دست یافته بودیم و با انسجام و اقتدار بیشتری به راه خود ادامه می دادیم. پس لازم است کمی زاویه نگرش خود را به فعالیت های اجتماعی-سیاسی تغییر دهیم و با دیدی عملی تر به مسیر خود ادامه دهیم. 

 

 ۵- عواقب این کمپین در پروندهء مجید توکلی؟

 

در آخر سئوال من از دست اندرکاران این کمپین این است که آیا  قبل از آغاز این کار با خانواده و یا وکیل مجید توکلی مشورت کرده اند و رضایت آنها را گرفته اند؟ آیا خانواده و وکیل او صلاح می دانند که پرونده او به این شکل و با این محتوی رسانه ای شود؟ آیا خود مجید توکلی می خواهد در مرکز کمپین نمادینی قرار بگیرد که ارتباط چندان مستقیمی با فعالیت های سیاسی او ندارد؟

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.